تبليغاتX
انجمن وبلاگ نويسان
دانلود آهنگ جدید
دانلود رايگان فيلم و سريال
ابزار وبلاگ
دانلود زیرنویس
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
webdesign düsseldorf
مدل لباس
دانلود آهنگ جدید
خرید کتاب
انجام پروژه متلب
در ضد سرقت
دانلود کتاب

خرید لباس مجلسی
جراحی بینی
دانلود موزیک
کفش زنانه
دانلود آهنگ جدید
ثبت نام لاتاری
وقت سفارت
بلیط هواپیما
ویزای کاری
دانلود فيلم جديد
مجله تفریحی و سرگرمی
دانلود سریال شهرزاد
سریال عالیجناب
دانلود آهنگ جدید
دانلود اهنگ سنتی
شبکه اجتماعی
سریال شهرزاد فصل سوم
اخبار روز ایران
پاپ آپ
تور لحظه اخری
خرید فالوور اینستاگرام
ارتودنسی
آنتن مرکزی
کاغذ سابلیمیشن
کلیپ
ارتودنسی
خرید بلیط هواپیما
دانلود فیلم و سریال
آسام بنا | کاغذ دیواری سه بعدی
دکوپک | پوستر دیواری سه بعدی
امام رضا. ولادت; فضائل

امام رضا. ولادت; فضائل
امام رضا. ولادت; فضائل

بازديد : 1897 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391

يک مرد روحاني، روزي با خداوند مکالمهاي داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟
خداوند آن مرد روحاني را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهي به داخل انداخت. درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد.! 
افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند. به نظر قحطي زده ميآمدند. آنها در دست خود قاشقهايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دستهها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي ميتوانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جايي که اين دستهها از بازوهايشان بلندتر بود، نميتوانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند…
مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد. خداوند گفت: تو جهنم را ديدي!
آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود. يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افراد دور ميز، مثل جاي قبل همان قاشقهاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و تپل بوده، ميگفتند و ميخنديدند. مرد روحاني گفت: نميفهمم!
خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتياج به يک مهارت دارد! ميبيني؟ اينها ياد گرفتهاند که به همديگر غذا بدهند، در حالي که آدمهاي طمع کار تنها به خودشان فکر ميکنند! 


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|بهشت,و,جهنم,چه,شکلين؟, ,
بازديد : 1549 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391


روزي يکي از انبياي الهي در گذر خود به مردي پير و فرتوت برخورد که براي خود جايگاهي در بالاي درختي کهنسال ساخته بود و در آن به عبادت خدا مشغول بود. سر سخن را با او باز کرد و در نهايت پرسيد:


حالا چرا اينجا زندگي مي‏کني؟

گفت: جوان که بودم در عالم رؤيا به من خبر دادند که بيش از 900 سال زندگي نخواهم کرد، لذا حيفم آمد که اين عمر کوتاه را به جاي عبادت، در راه ساختن خانه و کاشانه تلف کنم.

آن نبي گفت: اما به من خبر رسيده که زماني خواهد رسيد که در آن مردمان بيش از 80 يا 90 سال عمر نمي‏کنند، اما براي خود قصرها و برج‏ها مي‏سازند.

او گفت: اي بابا، اگر عمر من 90 سال بود که آن را با يک سجده سپري مي‏کردم.


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|حيف,از,اتلاف,عمر,کوتاه,به,جاي,عبادت،,براي,ساختن,خانه,و,کاشانه, ,
بازديد : 1441 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391

 


 


بسم رب الحسين


سلام بر آن بانويي که حسين را در جهادش ياري فرمود و عزم او پس از شهادت ايشان سست نگشت؛


سلام بر قلب زينب شکيبا و زبان سپاس گزارش؛


سلام بر بانويي که با مادرش زهرا شريک سختي ها و عزاها بود و آسياب غم ها و بلاها در سرزمين کربلا بر گرد او مي گشت؛


سلام بر آن بانويي که غصه هاي دردناک و حزن آوري را فرو برد که کوه هاي بلند تحمل آن را تاب نمي آورند و بدين سان قبله ي بلا هاو کعبه ي مصيبت ها گشت؛


سلام بر آن کسي که فاجعه ي جد و پدر و مادرو بهترين خويشاوندانو نزديکانش براو وارد شد؛


سلام بر بانويي که بلاها و اندوه ها بر او هجوم برد و طعم غم و اندوهي راچشيد که دل ها را آب مي کند؛






کجاييد اي شهيدان خدايي


بلا جويان دشت کربلايي


.


.


.


قبل از اين که اين شعر، زبان حال رزمندگان ما پس از جنگ باشد؛ شايد زبان حال بانويي است  که با جگري سوزان و لباني تشنه؛ اسير گرگ هاي وحشي يزيد شده است...


تاريخ هر چقدر هم دقيق و صادق باشد، هرگز درکي از غم زينب نخواهد داشت


زبان زينب است که با شمشيرهاي پوشيده از خشم خداي قاهر به سمت يزيد زمان خود و حتي يزيديان بعد از خود نشانه مي رود 


<<و قليلا ما تذکرون>>


اشْترَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ


آيات خدا را به بهاى ناچيزى فروختند و [مردم را] از راه او باز داشتند به راستى آنان چه بد اعمالي انجام ميدادند






إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ


كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده پنهان مى‏دارند و بدان بهاى ناچيزى به دست مى‏آورند


آنان جز آتش در شكمهاى خويش فرو نبرند و خدا روز قيامت با ايشان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذابى دردناك خواهند داشت


پس اي بانويي که تمام وجودت را براي خدا خالص کرده اي...


يا ليتنا کنا معک ففزنا فوزا عظيما...


 


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|خواهري,از,جنس,نور, ,
بازديد : 1292 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391

يا ثار الله 
اين کدامين آتش است که به جان سوخته ام پيوسته شعله مي افزايد...
با من چه کرده اي حسين غريب 
از سر درونم معناي حب تو مرا به اين بي قراري کشانده است
آخر اين اشک حقير من چه ارزشي دارد که گاه حتي از سنگي دلم حاضر نيست براي جگر گوشه ي پيامبر خدا جاري شود
اي چشم، به خود آي تا کي دريچه ي نگاه نفست شده اي 
روحي فداک يا ثار اللهيا حسين


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|اشک, ,
بازديد : 1374 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391


سلام بر تو مهدي جان،سلام بر تو اي آقاي من،سلام بر تو آندم که مي ايستي،سلام بر تو آندم که مي نشيني،سلام بر تو آن هنگام که روز را آغاز مي کني و آنگاه که روز را پشت سر مي گذاري،سلام بر تو آندم که به مقام ولايت رسيدي...


مولايم از شمارش روزها،ساعات و لحظاتي که در غيبت و دوري تو گذشت ناتوانم و ميدانم اين ناتواني به خاطر گناهان خود من است.مولايم ديريست عاشقان در انتظارت جمعه ها ندبه مي سرايند،اما چرا شمار اين همه عاشق به 313 نرسيده نميدانم...


مولايم چند سالي بيش از خدا عمر نگرفتم و چند سالي بيش نيست که تو را مي شناسم،اما دراين چند سال نميدانم چرا با اينکه ميدانستم چه ميخواهي،فرمان نبردم،شايداصلا منتظر نبودم،آري من منتظر نبوده ام،آخر منتظر را چه به دوري از يار و مولا،منتظر را چه به غيبت کبري...


آخر کسي که منتظر است گناه نمي کند و کسي که گناه نمي کند،لايق ديدار توست و او را چه غبيت،آري من منتظر نيستم،اما...


مولاي من،از ناجوانمردي ها خسته شده ام،از نمازهي بي رنگ و پر ريا خسته شدم...


مولايم ميخواهم منتظرت باشم تا تو را ببينم،مي شود گوشه ي چشمي،نظري...


تو که يک گوشه ي چشمت غم عالم ببرد


حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد


.


.


.


مولاجان نميدانم گذشتن و اضافه شدن سالي از سالهاي غيبتت تبريک گفتن دارد يا نه؟


نميدانم در انتظار 313 يار بودن و نبودشان تبريک گفتن دارد يا نه؟


آقاجانم ميدانم امشب داغدار پدر عزيزتان هستي و از دوريشان اشک مي ريزي...آقا جانم تسليت باد اندوه جانگداز دوري از پدر بزرگوارتان،آقا جان به خاطر پدر بزرگوارتان و به خاطر عشق جدتان که در قلوبمان لانه کرده نظري بيفکنيد تا ما هم منتظر باشيم...


اللهم عجل لوليک الفرج



ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|آقا,سلام..., ,
مطالب پر بازديد
صفحه قبل 1 2 ... 22 صفحه بعد